تبليغاتX
گفتگو :وبلاگ گروهی کتابداری واطلاع رسانی

مدیریت و اضطراب را چند گونه می توان به هم ربط داد .سه نمونه اش را بخوانید:

مدیریت اضطراب ( ترکیب اضافی بخوانیدش): این عبارت به ذهن من تدبیر و تصمیم گیری در وضعیت بحرانی و آکنده از اضطراب را تداعی می کند. وضعیتی که در آن همه چیز آشفته است و همه نگران، و کسی توان تصمیم گیری ندارد .

مدیریت اضطراب زا : منظور مدیر یا مدیریتی است که به اشکال و طرق گوناگون در زیر دستانش دلهره و تشویش می آفریند. انگیزه این گونه مدیران که گاه ناخودآگاه اضطراب آفرینی می کنند بازدهی بیشتر در کاریا افزایش سرعت است. اما پیش می آید که از سر نابلدی اوضاع را به هم می ریزند و باعث به هم ریختن نظم ، و ايجاد تشویش در کارکنان، به خصوص کارکنان وظیفه شناس می شوند. البته حتما شما هم کم ندیده اید مواردی از این گروه را که خود اوضاع را خراب می کنند و کارکنان را بازخواست. نزد این دسته عدم موفقیت در کارها و پس ماندگی همیشه تقصیر و یا توطئه دیگران است. فکر کنید با چنین مدیریتی فهرستنویس چگونه باید شماره بازیابی را صحیح بدهد و کتابدار میز امانت با چه وضعیت عصبی و روانی  باید پاسخگوی مراجعان باشد.

 مدیریت اضطراب زدا : مدیری که رهبر است. او مجموعه و کارکنان را خوب می شناسد، در حوزه کاری متخصص و در کارهای شخصی و اداری اش منظم است. به قول خارجی ها دیسیپلین دارد. دلسوز است و دلسوزی اش را نه با آسان گیری در امور جدی ، که در مواقع اضطراب به کارکنانش نشان می دهد. می پرسيد چگونه؟

او برای همه کارها برنامه ریزی انعطاف پذیری دارد. به بهبود کار می اندیشد . نظم و انتظام کارها را با مطالعه و با توجه با مباحث و آموزه های علمی و تخصصی برقرار کرده و آن را شخصی نمی داند. برای "ماندن" انتظام امور را به هم نمی زند و در حوزه های تخصصی که با روابط و سلیقه های شخصی ملازم نیست، مقابل " بالا دستی ها" دست تسلیم بالا نمی برد. او فشارهای "بالادستی ها" را، وقتی غیر منطقی و غیر تخصصی است، و برخاسته از سفارش ها و توصیه های خاص، خود  مدبرانه تحمل می کند و در این موارد کارکنانش را از اضطراب های ناشی از ندانم كاري "بالا دستی ها" در امان نگه می دارد. مسوولیت قصورو تقصیر کارکنانش را خود می پذیرد. کمتر همرنگ و همصدای همترازانی می شود که نه اصول مدیریت می شناسند و دانش و تخصص لازم را دارند.

شما مدیریتی از نوع سوم در کتابخانه ها سراغ دارید؟

+ نوشته شده توسط فرزانه شادان پور در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 12:28 |

نوشته ابراهیم عمرانی دوتجربه را برایم تداعی کرد:

1- حدود چهار سال پیش طرحی  برای تصویب در مجلس به کمیسیون فرهنگی ارسال شد. بر اساس آن طرح صاحبان نسخ خطی تشویق  می شدند تا به طور اختیاری آثار خود را در کتابخانه ملی ثبت کنند . تاکید شده بود این ثبت هیچ محدودیتی را برای مالکیت و نقل و انتقال پدید نمی آورد .بر آن طرح مزایای زیادی مترتب بود. بسیاری از صاحبان نسخ تصور می کنند که نگهداری نسخ خطی و خرید و فروش آن عیر قانونی است و از این تصور سوء استفاده های زیادی می شود. ثبت اثر این اندیشه غلط را رفع کرده و حتی در مواردی مثل سرقت یا اختلاف در مالکیت به لحاظ حقوقی موجب اثبات مالکیت  می شود...

در آن زمان دو گروه  با آن طرح به شدت مخالفت ورزیدند. یک گروه عده ای از  دلالان نسخ خطی بودند  که دوام حیات اقتصادی خود را در ابهام و تاریکی در بازار این نوع منابع می دانند و ایجاد هر نوع بازار رسمی و قانونی و هر نوع شفاف سازی را مخالف بقای خود می دانند.

گروه دوم کارشناسانی بودند که از دیدگاه تخصصی با آن مخالف بودند و استدلال هایی داشتند . بدیهی است که این نوع نظرات مخالف می تواند بسیار ثمر بخش و اصلاحگر باشد.

اما دو سازمان فرهنگی از این نظرات مخالف بسیار جانبداری کردند و کاررا  به روزنامه ها و رادیو کشاندند که چه نشسته اید  این طرح بنیان هرچه کتاب خطی است برخواهد کند و موجب فرار کتابها  از کشورخواهد شد و...

به حدی آن دو سازمان تلاش کردند که به طور غیر رسمی طرح پس گرفته شد . یک سال از این واقعه نگذشته بود که عین همان طرح  را به چشم خود دیدم که بعضی ازهمان کارشناسان با وجدان ارائه داده بودند فقط با این تفاوت که محل ثبت را موسسه محل کار خود ذکر کرده بودند.!!!!!!

 

2-در دوره اول مجمع عمومی انجمن تعداد زیادی از کتابداران محترم برای عضویت در هیات مدیره کاندیدا شده بودند . بسیاری از آنان تبلیعات وسیعی را برای انتخاب شدن انجام داده بودند . بدیهی است که فقط هفت نفر می توانستند انتخاب شوند. خوب است بدانیم نود درصد کاندیداها ی عضویت در هیات مدیره که انتخاب نشده بودند نه تنها هیچ همکاری با انجمن نکردند بلکه حتی عضو عادی انجمن هم نشدند بلکه بعضا  علم مخالفت هم برافراشتند که البته راه به جایی نبردند..

می خواستم این دو تجربه ثبت شود و به ابراهیم بگویم : سال ها بگذشت این سال نویی است ماه آن ماه است و آب ان آب نیست.ظاهرا بعضی صفات قبل و بعد انقلاب ِ سیاست و فرهنگ نمی شناسد. برای زدودن بعضی صفات و کیش های شخصیت باید سال ها تلاش کرد و سعه صدر نشان داد.

 

+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 11:59 |

 

به نام او

 

خبرنامه انجمن فعلا امكان انتشار كاغذي ندارد .  ماجرا را آقاي حيدري نژاد ذیلا شرح داده است.  فعلا مي توانيد خبرنامه را در آدرس زير ببينيد

 

خبرنامه

 http://www.nlai.ir/e_resources/files/newsLetter_Books.pdf

 

با سلام

 

شاید این مرتبه اولی باشد که خبرنامه انجمن پیش از انکه در چاپخانه کاغذی شود در رایانه دیجیتالی میشود و البته اگر گره از کار گشوده نشود چه بسا که مرتبه پایانی نیز نباشد! به هر روی لازم است ، درباره تاخیر در چاپ و انتشار خبرنامه انجمن توضیحاتی حضور اعضا ء محترم و علاقه مندان به خبرنامه ارائه شود تا از انچه خبرنامه مرداد-شهریور را به مدت بیش از دو ماه  در چاپخانه حبس و شماره های بعدی را نیز با مشکل همراه کرده است با خبر شوند.

 

الف: خبرنامه انجمن برای انتشارنیاز به مجوز قانونی از وزارت ارشاد دارد.

 

ب:شماره سوم از سال پنجم خبرنامه نیز در چاپخانه به دلیل

نداشتن مجوز گرفتار شده بود که با رایزنی های رییس هیات مدیره انجمن ان گره موقتا گشوده شد اما قراربر این شد که

 برای شماره های اینده مجوز اخذ شود.

 

پ: هیات مدیره انجمن ماهها پیش تر از انکه خبرنامه گرفتار شود،پروژه ی اخذ مجوز رابا سپردن انجام ان به یکی از اعضائ

هیات مدیره  اغاز کرده بود اما پس از افتادن اولین گره در نمره

ی سوم از سال پنجم و این روند سرعت گرفت و جمع اوری مدارک و پرکردن فرم های مربوطه و معرفی مدیر مسئول به جهت گرفتن مجوز نشریه داخلی انجام ورایزنی هایی نیز صورت گرفت تا اینکه در تاریخ 18/9/85 نامه ای از مدیر کل امور مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی  به رییس هیات مدیره انجمن رسید که در ان 2 نکته به چشم می امد: اول انکه با مجوز نشریه داخلی برای خبرنامه انجمن موافقت نکرده اند  و دوم اینکه پیشنهاد گرفتن مجوز برای یک نشریه عمومی را به انجمن داده اند.


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 11:25 |
چند روز پیش در اتاق یکی از اساتید در انتظار پایان یافتن مکالمه تلفنی ایشان کتابی را که روی میز ایشان بود با اجازه برداشتم و ورق زدم. کتاب پاسخی بود به نقد کتاب معمای هویدا . اصل کتاب را نخوانده بودم، با اینهمه به ورق زدن ادامه دادم. ضمت تورق چشمم به نقل قولی از هویدا افتاد که برایم جالب بود. انگار در جایی گفته بود " ایرانی ها همه رئیس هستند و به کمتر از آن رضایت نمی دهند و در ادامه نقل می کند که ما هربار انتخابات درون حزبی( کمیته ای ، فراکسیونی چیز داریم ی لابد - از نگارنده َ)  ، در پایان، آنهایی که نامزد شده اند و انتخاب نشده اند کتشان را از دسته صندلی بر میدارند می اندازند رو دستشان و می گوین خوب ما که دیگه اینجا کاری نداریم، با اجازه دیگه ما بریم خونه.

بی اختیار دستم به طرف جیبم رفت که قلم درآورم و مقابل این جمله در حاشیه با تنوین غلاظ عربی بنویسم "تجربته" (آوانویسی: تجربتون) ، که دیدم کتاب از آن استاد است و قلم در جای خود ماند

+ نوشته شده توسط ابراهیم عمرانی در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 13:46 |

 

چگونه مرتكب سرقت علمى نشويم؟*

 

سرقت علمى چيست؟

سرقت علمى يعنى به كار بردن كلام مكتوب يا شفاهى ديگران بدون ذكر منبع.

 

يكى از تناقض هاى توليد نوشته تحقيقى آن است كه از ما مى خواهند نوشته هاى متخصصان و صاحب نظران را بخوانيم و به آنها ارجاع دهيم. در عين حال انتظار دارند نوشته مان "اصيل" باشد. بيشتر تكليف هاى دانشجويى در مقطع كارشناسى برپايه اطلاعات و سخن و انديشه هاى ديگران تهيه مى شود. اصولاً تحقيق كتابخانه اى مستلزم بهره بردارى از آثار ديگران، اعم از نوشته يا ساير رسانه ها است.

 

نوشتن اصيل در مقطع كارشناسى انتخاب، تنظيم، خلاصه سازى، و تفسير گفته هاى ديگران است. بنابراين، بسيار اهميت دارد كه بدانيم چطور بايد به آثارى كه از آنها در كار خود استفاده مى كنيم، ارجاع دهيم. منظور ازارجاع دادن آن است كه به وضوح و با دقت و به طرز صحيح دِين خود را به ديگران اعلام كنيم.

 

شكل هاى رايج سرقت علمى

1) كپى كردن از روى كتاب و مقاله ديگران و ارائه آن به عنوان نوشته خود بدون ذكر منبع.

2) كپى كردن و بريدن و چسباندن بخش هايى از يك فايل كامپيوترى به هم و ارائه آن به عنوان كارخود

3) استفاده از كلام ديگران و ارائة آن به عنوان كار خود

4) خريدن و برداشتن با اجازه يا بى اجازة تكليف ديگرى و ارائه آن به عنوان كار خود

5) استفاده از فكر و نظر ديگران و عرضه آنها به طورى كه گويى فكر و نظر خود شما است (اگر نظرات ديگران را با كلمات خودمان هم بيان كنيم و منبع آن را ذكر نكنيم باز مرتكب سرقت علمى شده ايم).

6) نقل كلمه به كلمه از يك منبع بدون استفاده از علامت نقل قول مستقيم ( « » ) سرقت علمى است. استفاده كلمه به كلمه از نوشته ديگران، حتى با ذكر منبع، اين تصور را به وجود مى آورد كه آن فكر يا نظر يا اطلاعات از منبع ذكر شده آمده است، اما جمله بندى و كلمه ها متعلق به شما است.

7) اتكاى بيش از حد برآثار ديگران: از آثار ديگران نقل قول هاى طولانى مكرر در نوشته خود نياوريد. زياد بودن نقل قول هاى مستقيم ( حتى در گيومه ( « ») و ذكر مأخذ، موجب مى شود كه حرف اصلى را درنوشته شما ديگران بزنند. نتيجه آ‌نكه سهم شما در نوشته كم مى شود. بيشتر از كلمات خود استفاده كنيد و كمتر به نقل قول بپردازيد.

 


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط ابراهیم افشار در چهارشنبه بیستم دی 1385 و ساعت 15:18 |
با سلام. ببخشید که دو سوالی را که از من در باره کنسرسیوم شده هنوز پاسخ نداده ام. این روزها گرفتاریهای کاری کنسرسیوم به حدی بوده که حتی یک ساعت  پای کامپیوتر نشستن و کار کردن هم در همان راستا بوده است. و قول می دهم در اولین فرصت بنویسم.

الان ساعت ۲۰ سه شنبه است و چند دقیقه است که جلسه کمیته همایشها تمام شده. در این جلسه یکی از دستورهای بحث انتخابات بود و اینکه باز هم ازهمه دعوت کنند که در انتخابات چه برای انتخاب شدن و چه برای انتخاب کردن فعالانه شرکت کنند. و من فکر کردم که اگر همین الان و قبل از  ترک دانشگاه ننویسم، فردا روزی بسیار شلوغ است و باز هم بدقولی جدیدی خواهد شد.

فکر میکنم باید روی سخنم به جوانان باشد که هم سن و سالان خودم اگر باید تمرین مشارکت اجتماعی می کردند، خوب تا به حال کرده بودند. مشارکت اجتماعی ، شرکت در تصمیم گیریها و به گونه ای شرکت در سرنوشت خویش است. مشارکت اجتماعی نزد گروه بزرگی از انسانهای نسلی که من به آن تعلق دارم، بیشتر به بازی گرفته شدن بوده  آنهم درسطوح مدیریتی، و بیشتر ترجیح می دهند مدیریت جامعه را برعهده داشته باشند تا فکر کنند که حضور در کارها هم مشارکت اجتماعی است. امیدوارم به این مطلب بیشتر فکر کنید و شما از گروه من و آنهایی که در ادامه مطلب می نویسم نباشید.

   

+ نوشته شده توسط ابراهیم عمرانی در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 20:26 |
خبرنامه انجمن که در مدت انتشار خود جای نسبتا خوبی د ر بین جامعه کتابداری باز کرده بود، متاسفانه منتشر نمی شود. در طول این مدت و با همه پستی و بلندیها و کاستیها، خبرنامه توانسته بود به بخشی از جامعه کتابداری و اطلاع رسانی که دسترسی به سایر منابع نداشتند، امکان اطلاع از وضعیت جاری رشته را بدهد. اما متاسفانه قاعده همه یا هیچ فعلا شامل حال این خبرنامه هم شده است. امیدواریم مسئولین هر چه زودتر تکلیف نشریات علمی از این دست را روشن کنند و بدانند که همانا بی اطلاعی و بی انتشاری است که صدمه می زند، نه انتشار منظم و آگاهی بخش.
+ نوشته شده توسط محسن حاجی زین العابدینی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 14:10 |
قرار است با همکاری کارشناسان موزه و کتابخانه بریتانیا  یک دوره کارگاه آموزشی  مرمت کاعذ در سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار شود. جزییات برنامه متعاقبا اعلام خواهد شد.
+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 8:20 |
با سلام. در پاسخ دوست عزیزی که در مورد کنسرسیوم خرید نشریات الکترونیک و سمپاشیهایی که اطراف آن صورت می گیرد چند کلمه ای توضیح میدهم:

مقدمه:

نمی دانم خوانده اید که رقیب جورج واشینگتن در اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده تامس جفرسون بود که انتخاب نشد. جفرسون اهل فرهنگ و واشینگتن یک نظامی بود. جفرسون نویسنده اعلامیه استقلال امریکاست که این اعلامیه روح و ارزشهایی انسان دوستانه دارد ( برخلاف قانون اساسی امریکا که در آن تبعیضهای انسانی دیده میشود و پس از به ریاست جمهوری رسیدن جورج واشینگتن و در زمانی که جفرسون را به عنوان سفیر به فرانسه فرستاده بودند توسط جمهوریخواهان نوشته شد) جفرسون مدتی حتی به عنوان معاون واشینگتن با او همکاری داشت. و واشینگتن هم با اینکه اختلاف نظرهای اساسی با جفرسون داشت، هیچگاه برای او مزاحمتی  به وجود نیاورد.

آن چه در کشور ما می گذرد چیزی غیر از این شیوه است. در کشور ما ظاهرا" یا با منی یا دشمن من. این شیوه تفکر را در پدرم دیده ام که یکبار به همسایه محترمی که با او قهر بود سلام کردم و با من قهر کرد ، در برادرم دیده ام، در معلمم دیده ام ، در بقال سر گذر دیده ام که اگر یک روز شیر تاریخ گذشته اش را نخری و بری مغازه بعدی، دیگر دشمنی و دیگر همه چیز را فراموش می کنند. بزرگتر که شدم هر گوشه را که نگاه می کردم باز و متاسفانه شاهد همین مطلب بوده و هستم. یا با منی یا دشمن من. حزب رستاخیز شاه یا با الفبای اول انقلاب حزب رسواخیز تفکر شاهی را نشان می دهد و از آن جالبتر گروهها و گروهکهای بعد از انقلاب و مسائلی که پیرامون آنها می گذشت.


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط ابراهیم عمرانی در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 17:31 |
  1. ارزیابی صورت گرفته در این مرحله (مرحله اول) تنها بر اساس چکیده های ارسالی بوده است؛
  2. داوران محترم بر اساس چکیده های دریافت شده و معیارهای ارزیابی علمی مقالات، چکیده ها را داوری نموده اند؛
  3. مقالات پذیرفته شده به سه طریق در همایش ارائه خواهند شد: ارائه شفاهی، ارائه به شکل پوستر و چاپ در مجموعه مقالات همایش.
  4. نتایج داوری ها به چند دسته تقسیم می شود:

1)   مقاله­های رد شده. این مقالات یا با محورهای همایش همخوانی نداشته­اند یا بر اساس معیارهای ارزیابی همایش و نظرات علمی داوران محترم، برای ارائه در این همایش انتخاب نشده­اند. (برای این مقالات گزینه بارگذاری مقاله غیر فعال شده است).

2)      مقاله های پذیرفته شده که شامل دو دسته مقاله می شوند: 1) مقالات مورد تائید و  2) مقالاتی که نیاز به اصلاحات دارند.

3)   صاحبان مقالات مورد تائید مجاز هستند که متن کامل مقاله خود را قبل از اتمام زمان ارسال متن کامل مقالات (5/11/1385) در پایگاه همایش بارگذاری (upload) کنند.

4)   صاحبان مقالاتی که پذیرش آنها (بر اساس چکیده)، همراه با اصلاح بوده است، باید اصلاحات مورد نظر داوران محترم را مد نظر داشته و متن کامل مقاله خود را قبل از اتمام زمان ارسال متن کامل مقالات (5/11/1385) در پایگاه همایش بارگذاری (upload) کنند.

  1. لازم به ذکر است که امکان بارگذاری مقالات بعد از تاریخ بالا، به صورت خودکار از سیستم حذف خواهد شد و امکان ارائه متن کامل مقاله وجود نخواهد داشت. بنابراین مولفین محترم باید هر چه سریعتر مقاله خود را در پایگاه وارد نمایند.
  2. چون قرار است که "کتابچه چکیده مقالات همایش" چاپ و منتشر شود، لذا از تمامی مولفین محترم درخواست می­شود که تا حد امکان چکیده­های مقالات خود را اصلاح و تکمیل کرده و ارسال نمایند.

 نکته مهم

  1. نتیجه نهایی پذیرش یا عدم پذیرش مقالات برای ارائه در همایش، بر اساس اصل مقالات دریافتی و ارزیابی آنها  خواهد بود. بنابراین، داوری و نتیجه اعلام شده در این مرحله تنها به منزله مجوز ادامه کار و تهیه و ارسال متن کامل مقاله بوده است.
  2. برای اطلاع از وضعیت مقالات به نشانی وب سایت همایش http://cep.cua.ac.ir/sem/index.asp مراجعه بفرمائید.


+ نوشته شده توسط محسن حاجی زین العابدینی در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 16:16 |
اکنون چهار دهه از شروع آموزش کتابداری و اطلاع رسانی به شکل رسمی و در سطح دانشگاهی در ایران می گذرد. در طول این چهار دهه خوشبختانه این رشته٬ به ویژه در سالهای اخیر٬ از رشد روزافزونی برخوردار بوده است. مقایسه تعداد مراکز آموزش کتابداری و اطلاع رسانی امروز در کشور با سه و حتی دو دهه و یک دهه پیش٬ و نیز٬ مقایسه برنامه ها و سرفصل های آموزشی این حوزه خود شاهد این مدّعا است. اما در این میان دو مقوله وجود دارند که یا کمتر به آن ها توجه شده است٬ و یا حتی اصلاْ مورد توجه قرار نگرفته اند. این دو مقوله یکی «آرشیو» است و دیگری «ادبیات و خدمات کودکان و نوجوانان». البته می دانیم که هردو این مقوله ها از مواردی هستند که گاه انتساب آن ها به حوزه کتابداری و اطلاع رسانی مورد تردید قرار می گیرد و مورد سئوال است. اما در هرحال٬ نگاهی به شرایط موجود بیانگر این واقعیت است که هردو مقوله٬ به ویژه ادبیات و خدمات کودکان و نوجوانان٬ علیرغم اینکه در حوزه عمل فعال هستند٬ اما به لحاظ نظری و از بعد آموزشی بسیار مورد غفلت قرار گرفته اند. هیچیک از این دو مقوله در آموزش برنامه ای دانشگاهی جایگاه محکمی ندارند و معمولا بجز یک درس دو واحدی٬ سهمی در این برنامه ها ندارند. این درحالی است که نه تنها این دو مقوله و مراکز مرتبط با آنها روز بروز به لحاظ عملی در کشور فعالتر می شوند٬ بلکه نیاز به نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص در این مقوله ها روز به روز بیشتر می شود.

نگاهی به تشکیلات و برنامه های آموزشی دانشکده هایی که در سطح دنیا در حوزه کتابداری فعّال هستند نشان می دهد که در بعضی از دانشگاه ها٬ به ویژه در کشورهای غربی٬  سالها است که رشته هایی در ارتباط با آرشیو و ادبیات و خدمات کودکان و نوجوانان طراحی شده و در دانشکده های کتابداری تدریس می شود. این یکی از خلاء هایی است که در حال حاضر در کشورمان مشاهده می شود و جا دارد که برنامه ریزان آموزشی و نیز گروه های کتابداری و اطلاع رسانی کشور برای رفع آن وارد میدان شوند. بر اساس همین نیاز٬ خوشبختانه گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شهید چمران اهواز اخیراْ راه اندازی گرایشهایی در این دو مقوله را در سطح کارشناسی ارشد در دستور کار خود قرار داده است و اقداماتی رسمی در این زمینه را شروع کرده است که امیدوار است با حمایت و پشتیبانی مسئولین محترم و با همت همکاران و ذینفعان به سرانجامی رضایتبخش منتهی شود.

عبدالحسین فرج پهلو

+ نوشته شده توسط عبدالحسین فرج پهلو در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 18:34 |

با کمال خرسندی به اطلاع همه دوستان می رساند که نتایج اولیه بررسی چکیده های ارائه شده برای شرکت در "همایش راهبردها و راهكارهاي نوين در سازماندهي اطلاعات" قابل ملاحظه شده است. دلیل تاخیر در ارائه نتایج هم، به دلیل زمان بر بودن فرایند طراحی و رفع اشکالات پایگاه ویژه مدیریت مقالات همایش بوده است. پایگاه طراحی شده برای همایش به گونه ای طراحی شده است که همه فرایندها از دریافت چکیده، ارزیابی، اصلاحات و ارزیابی مقاله نهایی به صورت الکترونیکی صورت می گیرد. برنامه نویسی و طراحی این پایگاه هم توسط جناب آقای محمد حسن عظیمی که فارغ التحصیل رشته کتابداری واطلاع رسانی و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران هستند صورت گرفته است.

تمامی کسانی که برای همایش چکیده ارسال کرده اند می توانند به نشانی سایت همایش مراجعه کرده و نتیجه ارزیابی اولیه مقاله خود را ملاحظه نمایند.

برای وارد شدن در پایگاه و ملاحظه نتایج ارزیابی، لطفا به روش زیر عمل نمائید:

1.       نشانی وب سایت همایش     http://cep.cua.ac.ir/sem/index.asp

2.       در قسمت جستجوی اطلاعات مقاله خود را پیدا نمائید و کد آن را کپی کنید

3.       گزینه ورود کاربران را انتخاب نمائید.

4.       نام کاربری و رمز ورود شما، کد مقاله است که باید آن را وارد نمائید.

5.       در قسمت "گروه کاربری"، گزینه "مولف" را انتخاب نمائید.

6.       در قسمت کد، کد مقاله خود را وارد نمائید (کد مقاله بسیار مهم است و اگر وارد نشود، امکان رویت نتایج وجود ندارد).

7.       با کلیک بر روی قسمت ورود، به پایگاه وارد می شوید.

8.       پس از ورود به پایگاه در قسمت "مشاهده نتایج داوری" می توانید نتیجه ارزیابی مقاله خود را ملاحظه کنید. (اگر نتیجه ای ارائه نشده است به این معنی است که هنوز کار داوری آن تمام نشده است).

9.      پس از ورود به پایگاه لازم است در قسمت "ویرایش اطلاعات مولفین" وارد شده و نام کاربری و رمز ورود خود را تغییر دهید. همچنین اطلاعات خود را کامل کرده و عکس خود را اضافه نمائید.

10.   دوستان لطف فرموده و   حتما نام کاربری و رمز خود را تغییر دهند، در غیر این صورت مسئولیت استفاده از اطلاعات مقاله توسط دیگران به عهده مولفین خواهد بود.

11.   از همه دوستان خواهش می شود به سایر دوستانی که این آگهی را ندیده یا عضو گروه بحث نیستند اطلاع دهند تا از وضعیت مقاله خود آگاه شوند.

12.   اطلاعات درون این پایگاه به منزله اطلاعات رسمی بوده و نامه شخصی دیگری برای ارسال کننده های چکیده ها ارسال نمی شود.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محسن حاجی زین العابدینی در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 17:42 |

قديمي‌ترين روزنامه جهان به نام پست اچ اينريكز تيدنينگار متعلق به سوئد ديگر چاپ نخواهد شد.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه ال موندو، پست اچ اينريكز تيدنينگار روزنامه رسمي سوئد كه از سال 1645 منتشر مي‌شود از ابتداي سال 2007 ديگر چاپ نخواهد شد.
اين روزنامه سوئدي كه اعلانيه‌هاي دولتي، اخبار مربوط به شركت‌ها و ورشكستگي‌ها را منعكس مي‌كرد از اول ژانويه سال آينده ميلادي تنها در اينترنت و در سايت اداره ثبت شركت‌هاي اين كشور منتشر خواهد شد.
رولاند هوگلند رئيس اداره ثبت شركت‌هاي سوئد‌ گفت: اگر چه توقف چاپ پست اچ اينريكز تيدنينگار متأثر كننده است اما انتشار آن در اينترنت باعث دسترسي افراد بسيار بيش‌تري به مطالب آن خواهد شد.
هوگلند تأكيد كرد: اين روزنامه نقش بسيار مهمي در انعكاس اخبار و اطلاعات قانوني سوئد ايفا مي‌كند.

قرار است روزانه سه نسخه از روزنامه‌ پست اچ اينريكز تيدنينگار براي زنده نگه داشتن سنت چاپ آن بر روي كاغذ منتشر و در كتابخانه‌هاي دانشگاهي بايگاني شود.


+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 1:59 |

ترجمه كتابهاي كتابداري و اطلاع رساني به فارسي طي سالهاي بعد از1365، همپاي افزايش انتشارات در ايران، افزايش بي سابقه يافته است. اين امر از يك سو موجب خوشوقتي است و ما را سپاسگزار مترجمان اين كتابها، به ويژه نسل جوان دانش آموخته مي كند.  در عين حال، يكي دو سئوال را نيز بر مي انگيزد كه موضوع سخنان من است.

سئوال نخست آن است كه ما با چه هدفي به ترجمه كتابهاي ديگران مي پردازيم؟‌ سئوال دوم آن است كه آيا كارمان را درست انجام مي دهيم يا نه؟

پاسخ آبرومند به سئوال نخست آن است كه مي خواهيم  شكاف ميان دانش خود با دانش جوامعي  را كه پيش از ما به انديشه و پژوهش پرداخته اند، پركنيم و از اين طريق به بصيرت و مهارت هاي آنان دست يابيم و از آنها براي بهتر انجام دادن خدمت خود به جامعه اي كه ما را به كار گمارده است استفاده كنيم.

در ارزش ترجمه براي معرفي كردن انديشه هاي مهم و پيش برنده به جامعه كمتر كسي ترديد دارد. جامعه ما در طول يكي دو سده گذشته از بركت اين ترجمه ها بسيار برخوردار شده است و در نقش تحول آفرين آنها دشوار مي توان شك كرد. جامعه كتابدار نيز از آغاز معرفي جدي كتابداري و اطلاع رساني نوين در ايران در ميانه دهه 1340از نعمات ترجمه هاي خوب فايده ها برده است.  اما اگر ترجمه نتواند راهكار خوبي براي پر كردن شكاف باشد، چاره ديگر چيست؟

 پاسخ به سئوال دوم – يعني آيا ما كار ترجمه را خوب انجام مي دهيم محتاج بررسي دراز دامن و منظم است. در غير اين صورت آنچه بر زبان مي آيد،‌ نظير حرفهاي نويسنده اين كلمات، در بهترين حالت مبتني بر تجربه شخصي و در نتيجه محدود است.

طبعا با افزايش تعداد دانش آموختگان و متخصصان در رشته ما بر شمار كساني كه به ترجمه رو مي آورند افزوده گشته و مي گردد. اما اينكه همه آنها سه پايه ترجمه موفق، يعني دانش زبان انگليسي  (=زبان مبدأ) و دانش زبان فارسي (= زبان مقصد) و احاطه به موضوع، را داشته باشند، جاي ترديد است. من در اينجا مايلم به دو پايه نخست بپردازم و سومي را به اعتبار تخصص ايشان مفروض تلقي كنم. راستش را بخواهيد، مشكل اكثر ترجمه هاي ضعيف كه من خوانده ام اول ندانستن انگليسي و سپس  تسلط نداشتن به شيوه هاي بيان زبان فارسي (يا به تعبيري فنون ترجمه) بوده است.

با كمال حيرت بايد به اطلاعتان برسانم كه بيشتراشكال ها در فهم زبان انگليسي – تا آنجا كه من ديده ام-  در فهم  غوامض و ظرائف نبوده است. اندك نبوده است مواردي كه مشكل در ترجمه واژه هاي ساده و حتي حروف اضافه بوده است - مثل وقتي كه مترجم صاحب نامي واژه  ساده اي نظير گريت را بزرگ ترجمه مي كند و نه "عالي" و مي نويسد" امريكائيان بزرگي كتابخانه را با اندازه آن مي سنجند"! و يا مترجم صاحب نام تر ديگري "پارتي" را به جاي ترجمه كردن به "طرف" در جائي كه معامله اي دركار است به "حزب" ترجمه مي كند.  به اين مترجمان چه مي توان گفت جز آنكه بگوئيم 1) يك فرهنگ دو زبانه هنگام ترجمه كنار دست خود داشته باشند؛ 2) به توصيه شيخ المترجمين ما، ابوالحسن نجفي، گوش دهند و بپذيرند كه نويسندة متن اصلي ديوانه نبوده است. يعني هرگاه به نظرشان رسيد سخن نويسنده به قول نا معروف "عجيب غريب مزه مي دهد"، به فهم خود شك كنند و به ديكشنري دم دست خود مراجعه كنند و معاني ديگر آن واژه را از مد نظر بگذرانند.

شما تصور كنيد كه اگر مترجم انگليسي "كانتكست" يعني "بستر" يا "زمينه" را "كانتنت" بخواند و جمله "معني اطلاعات به بستر يا زمينه بستگي دارد" را "معني اطلاعات به محتوا بستگي دارد" ترجمه كند و ديگري كلمه "ورك" را درعنوان كتاب به جاي "كار" به "اثر" ترجمه كند، ديگر كجاي شكاف ميان دانش ما و دانش ديگران پر مي شود؟

اينها تنها چند ريگ در ريگستان ترجمه هاي ما بودند كه من در جيب ذهن داشتم. بيخود نيست كه دوستان انگليسي دان اغلب مي گويند برايشان فهم متن انگليسي يك كتاب آسان تر از ترجمه آن است و يا آنكه در هنگام خواندن ترجمه سعي مي كنند آن را به انگليسي برگردانند تا معني را بفهمند!

 

اما من معتقدم پاسخ به سئوال نخست به همين جا ختم نمي شود. در واقع پاسخ فوق بر مبناي اين فرض است كه ما مي توانيم آنچه را كه براي پر كردن شكاف دانش ميان ما و جهان لازم است به فارسي شيرين تر از قند خود دربياوريم. در گفتارهائي كه در اين باره بر زبان ها رانده مي شود، مقداري احساسات وجود دارد. در آنها صيانت از زبان فارسي و هويت ملي و اشتياق براي بالندگي آن هدف آشكار است. چه بسا در نزد برخي تلاش هاي امروزى، ‌يادآور نهضت ترجمه متون در سده هاي نخستين اسلامي باشد و اميدوارند كه به همانجا ختم شود. يعني هرچه لازم است ترجمه شود و ما به دوران طلائي شكوفائي علمي و فرهنگي برسيم.

اما نكته محل ايراد در نادرست بودن اين مقايسه است. همانگونه كه يكي از صاحبنظران (معصومي همداني،  مقاله "در دشواري و ضرورت تأليف" نشر دانش سال 7 شماره 5) به درستي خاطرنشان كرده است، يك تفاوت عمده ميان وضع ما و وضع مسلمانان آن قرون وجود دارد: اينكه مسلمانان آن دوران با "فهرست بسته" اي از آثار سروكار داشتند. " فرهنگ يوناني قرنها بود از بالندگي وامانده بود و آثار جديد در آن توليد نمي شد. بدين ترتيب كار مسلمانان در انتقال دانش هاي يوناني با ترجمه شماري معين از متون به انجام مي رسيد. " (ص. 15)

اما آيا امروزه نيز ما در مواجهه با دانش جهان با "فهرستي بسته" سروكار داريم؟ اهل حرفه كتابداري و اطلاع رساني بايد از همه بهتر پاسخ اين سئوال را بدانند. بنابراين هر توضيحي زائد به نظر مي رسد.

بدين ترتيب تصور اينكه ما بتوانيم به مدد ترجمه به پركردن شكاف ميان دانش خود و جهان موفق شويم ساده انگاري مفرط مي خواهد. در بهترين حالت، يعني در حالتي كه كار ترجمه را درست انجام دهيم و ترجمه هامان خالي از خلل باشد، مي توانيم لايه بسيار نازكي از توليدات دانش ديگران را به زبان خود درآوريم. پس تكليف بقيه آن چه مي شود؟

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم افشار در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 14:23 |
دانشگاه الزهرا هشتمین همایش دانشجویی خود را برگزار می کند:

عنوان همایش:

آرشیو کتابخانه و موزه : وجوه

اشتراک و افتراق

اطلاعات بیشتر را در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط محسن حاجی زین العابدینی در پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 13:34 |

 

 به نام خدا

راهکار برون رفت از صوری بودن و تکرار ملال انگیز موضوعات پژوهش را{ به ویژه  پایان نامه ها } در چه می بینید؟ انجمن و سایر موسسات در این باره چه کاری می توانند انجام دهند.

+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 5:41 |

معاون كتابخانه ملي هلند:

تحت‌تاثير نور كتابخانه ملي ايران قرار گرفته‌ام

خبرگزاري فارس:بوسن بروك معاون كتابخانه ملي هلند گفت: من به شدت تحت‌تاثير معماري،نور،فضا و امكانات كتابخانه ملي ايران قرار گرفته‌ام.

به گزارش خبرنگار فارس،بوسن بروك معاون كتابخانه ملي هلند در مراسم افتتاحيه نمايشگاه نقاشي‌هاي رامبراند،كتابخانه ملي ايران را يكي از بزرگترين كتابخانه‌هاي خاورميانه دانست وگفت: من به شدت تحت‌تاثير معماري،نور،فضا و امكانات كتابخانه ملي ايران قرار گرفته‌ام.
بوسن بروك گفت:هنرمنداني چون رامبراند،اين نبوغ و توان را دارند كه فطرت و سرشت بشر را به تصوير بكشند و فراتر از تفاوتهاي فرهنگي و زباني، پل بين تمدنها وعامل اتصال فرهنگها باشند.
معاون كتابخانه سلطنتي هلند رسالت هنر را اتصال فرهنگ‌ها و تمدنها دانست و گفت:كتابخانه‌ها نيز مي‌توانند اين رسالت را به خوبي تعقيب كنند.
وي با اشاره به وظايف كتابخانه‌هاي ملي گفت: كتابخانه‌هاي ملي علاوه بر نگهداري از ذخيره كتابهاي هر جامعه،حفظ و توسعه اطلاعات كتاب‌شناختي،ايجاد فرصت مطالعه در فضاي آن و امانت كتاب،مي‌توانند به عنوان سكوهايي براي توسعه بيشتر همكاري‌هاي فرهنگي،هنري كشورها مطرح باشند.
معاون كتابخانه ملي هلند مسئوليت مشترك كتابخانه‌هاي ملي دنيا را اتصال فرهنگ‌ها به يكديگر دانست و گفت:در دنياي امروز كه برخي فرهنگ‌ها تلاش مي‌كنند فرهنگ خود را به جهانيان تحميل كنند،اين مسئوليت كتابخانه‌ها بيشتر اهميت و نمود پيدا مي‌كند.
وي در پايان گفت:همكاري بين دو كتابخانه زمينه مساعدي براي روابط بين دو ملت در ساير زمينه‌ها فراهم خواهد كرد.
نمايشگاه آثارنقاشي رامبراند به مناسبت چهارصدمين سال تولد او از امروز تا دوم دي ‌ماه در كتابخانه ملي ايران برپاست.
در اين نمايشگاه تصاوير و صفحاتي از شاهنامه شاه طهماسبي نيز به نمايش گذاشته شده است.

به نقل از خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 3:57 |